معمار وجود

۳ دی ۱۳۸۸ لیدی بدون دیدگاه
آیا ما معمار هستی و وجود خود نیستیم ؟

آیا گِل وجودمان را بدست خودمان نداده اند ؟

آیا طراح وجودمان کسی جز خودمان هستیم ؟

پس کی قرار است طراحی وجودمان را به کرکسیون بذاریم ؟

چه کسی با ما کرکسیون می کند ؟

امکان ندارد در طراحی اشتباه  کرده باشیم ؟

پ.ن : حیرانی
من مست جام باقی ام / دارم هوای عاشقی..
حیران روی ساقی ام / دارم هوای عاشقی..
ای جان و ای جانان من / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..
ای وصل و ای هجران من / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..
جان در بر جانانه شد / دل بر سر پیمانه شد / تن ساکن می خانه شد / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..
گه نور و گه نار آمدم / گه گل، گهی خار آمدم / گه مست و هوشیار آمدم / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..
ای شاه درویشت منم.. درویش درویشت منم.. بیگانه و خویشت منم.. بیگانه و خویشت منم..
دیوانه ی رویت منم / آشفته ی مویت منم / سرگشته ی کویت منم / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..

ای جان و ای جانان من / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..
ای وصل و ای هجران من / دارم هوای عاشقی دارم هوای عاشقی..

پ.ن ۱ :
امروز فهمیدم که بعضی چیزا رو واقعا نمیشه تو گوگل سرچ کرد !! مثل گِل ( بخوانید Gel  نه گُل Gol )

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Blogplay
  • email
  • FriendFeed
  • MSN Reporter
  • MySpace
  • RSS
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz
  • PDF
  • Add to Google Buzz

عمر

۲۸ آذر ۱۳۸۸ لیدی ۶ دیدگاه

دو سال دارم پیرو یه عهد نا نوشته برای روز تولدم می نویسم .
شاید دنبال تغییری تدریجی توی وجود خودم می گردم . شایدم نه …
شاید این کمک می کنه راحتر باور کنم که دوباره سالی به سالهای عمرم اضافه شده !! شایدم نه …
شاید دارم دست و پا می زنم که بفهمم من کجای این دنیا ایستاده ام در ۲۵ سالگی . شایدم نه …
شاید این یه اخطار باشه برای من که مواظب باش ۲۵ سال گذشت . شایدم نه …
شاید این برای برگشتن و دیدن دوباره باشه ! مثل ایستادن سر یه پیچ پراز فراز و نشیب که به سختی طی اش کردی . حالا برمی گردی که ببینی این راه رو چطور اومدی . شایدم نه …
بهر حال هر چه که هست نوشتاری است برای سالهای بعد تا من دوباره به من های قبلی نگاهی بیاندازم تا انگیزه زندگی ، تلاش ، تامل و … رو پیدا کنم . البته شایدم نه !

۲۷ آذر ۱۳۸۸ ۴۰ : ۱۰ دقیقه شب
ادامه ی نوشته

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Blogplay
  • email
  • FriendFeed
  • MSN Reporter
  • MySpace
  • RSS
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz
  • PDF
  • Add to Google Buzz
Categories: خودمونی Tags: ,

Villa Müller

۲۶ آذر ۱۳۸۸ لیدی ۲ دیدگاه
نمی خواستم تا جواب سوال پست قبلی رو نگرفتم . پیام جدید بذارم . اما وقتی به وب مریم عزیز سر زدم با این مطلبش راجب آدولف لوس مواجه شدم بسراغ این معمار و بناهاش رفتم و این یکی بنظرم جالب آمد.

اسمش رو شنیده بودم . بگفته مریم لوس بیشتر از اینکه به خاطر بناهاش معروف باشه به خاطر ایده هاش در معماری مشهوره.

Villa Muller  که سال ساختش به ۱۹۲۸ بر می گرده یعنی ۸۱ سال قبل . چیزی که منو به سمت این بنا جذب کرد سادگی بی اندازش بود .

ادامه ی نوشته

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Blogplay
  • email
  • FriendFeed
  • MSN Reporter
  • MySpace
  • RSS
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz
  • PDF
  • Add to Google Buzz