نشانه ای جدید در معماری ایران
داشتم دنبال یه مطلب ، در آرچی دیلی می گشتم که چشمم خورد به یک اسم ایرانی ! و واقعا برام جالب شد ببینم که چیه قضیه !
روی صفحه مربوطه کلیک کردم نوشته بود :
Commercial-Office Building مشخص شد که یک ساختمان اداری است .
کنجکاو شدم و نام معمارانش رو خوندم تا حالا اسم شون رو نشنیده بودم . یه سرچ کوچیک مشخص کرد که معماران موفقی هستند .
عباس ریاحی فرد و فری ناز رضوی نیکو
اولین چیزی که اومد از پروژه های انجام شدشون این بود : ژیوانشی در کیش
بعد از اون اسم عباس ریاحی فرد در برندگان منتخب جایزه معمار ۸۶ در رتبه دوم این جایزه همراه با دو نفر دیگر برای پروژه کارخانه ریسندگی وبافندگی احسان پود ، بود .
معرفی پروژه
خوب تا اینجا مشخص که سابقه معمای معماران این پروژه درخشان هست . پس خیلی هم نباید تعجب کرد که کارشون در این سایت معرفی شده !
Commercial-Office Building
معماران : عباس ریاحی فرد و فری ناز رضوی نیکو
مکان : تهران – خیابان ولیعصر – بین خیابان زرتشت و فاطمی – شماره ۷۴۴
تیم پروژه : اشکان باقری اقدم، نوید نصرلله زاده، شبیر موسوی ، محمد معتمدنیا ، علی نبوی
سازه :هومن فرخی
مکانیک :محمد رضا زمردی ، بهروز نوری
برق :عباس احمدی ، امیرحسین آزمایش
مساحت پروژه : ۱۱۰۰ متر مربع
سال ساخت پروژه : ۲۰۰۹
بنای فعلی ساختمان تجاری اداری واقع در سایت مستطیل شکل است که در حدود ۱۵ متر از سمت غرب در امتداد جلو خان از خیابان ولیعصر بین فاطمی و اتصالات زرتشت است.
سایت بنا رو می تونین در این عکس مشاهده کنین :
نمای این ساختمان همانطور که در بالا دیدین شکستهایی داره که طبق نظر طراحان برای این ایجاد شده که « با در نظر گرفتن این نما به عنوان یک پوسته شهری حرکت و پویایی که در محل هست را در پروژه منعکس کند . به همین دلیل این پوسته از حرکت افراد تاثیر پذیرفته است . نما علاوه بر این توسط مواد مختلف هدف اصلی ما بود به عنوان پوسته مستمر است که شکست ندارد . طراحان می گویند : ما فقط پوسته سطح اصلی را برای ایجاد بازشو ها شکافتیم ، و سپس آنها به سمت نماهای دیگر کشیدیم و همچنین نزدیک شون کردیم برای ایجاد یکپارچگی در داخل و خارج .»
در عکس زیر روند کانسپت پوسته دیده می شود :





زدی تو خط معماری حسابی
وبلاگت بالاخره لود شد
چقده اینجا شلوغه
روزانه هم می نویسی یعنی؟
اوهوم
نه اتفاقا بعد مدتها امروز آپ اش کردم !
این ایستگاه خلاقیت چیه؟
موضوع پروژه پایان نامه ام . می خواستم یه جورایی بذارم تو وبلاگم که فعلا مسکوت گذاشتمش ! آخه می خوام یکاره دیگه بکنم !
این ساختمان برنده رتبه اول معمار ۸۸ بود!
از اطلاع رسانی تون ممنون
سلام لیدی جون
خیلی عالیه مرسی از مطلبت منم اسمشونو نشنیده بودم … امیدوارم تعداد معمارای ایرانی موفق زیاد بشه روز به روز
پ ن: بلاگت خیلی سریعتر میاد بالا . آفرین! :roll:
خیلی اتفاقی وبلاگی رو پیدا کردم که دارنده وبلاگ دانلود ایبوک مجله معمار – جایزه معمار سال ۸۸ – شماره ۵۸ بقول خودش بصورت رایگان در اختیار خوانند گانش گذاشته بهتر دیدم این لینک رو اینجا هم بذارم .
http://www.mah3d.com/item.aspx?in=101
این روزها با وجود پیچیدگی در زندگی روزمره، با وجود سردرگمی های زیاد! با وجود اختلاف های مبانی و بنیادی میان انسان ها سر موضوعات گوناگون هنوز باورم بر این هست که معماری ساده است و بی پیرایه، سخت نیست کمی باید خلسه وار زندگی کرد حالتی که انگار همه خطوط قلم دستت فریاد عملکردی و هنری سر می دهند. این خلسه باید یک مفهوم داشته باشد، یک مکتب یا ایدئولوژی انسان خواهانه. در ایران یک راه برای توسعه معماری وجود دارد و فقط یک راه و آن یک سرمایه دار پولدار دست و دل باز + یک معمار جوان و جویای نام و گستاخ. وگرنه دل به مسابقات نبند که همه از بند پ مملو و در خارج از کشور تحریمیم و تروریست، دل به نظام مهندسی و امضا نبند که صد ماده ۱۰۰ در کمین توست و کلا از مهندسی چیزی نمی دانند اگر می دانستند این مسکن مهر را با این اوضاع وخیم اجرا نمی کردند و دل به آینده نبند که روزی خودت برای خودت می سازی که این آینده نیست نامش رویاست.معمار را مقصر نبینید،جامعه نیز در ترویج و گسترش شهرها و ساخت و سازها نقش دارند، معمار را کم کار ندانید، جامعه و اجتماع نیز باید پذیرای پوست اندازی باشند، تا کی طاق و قوس های اجباری؟ تا کی گنبد و شبستان اجباری؟ تا کی آجر و خشت از روی اجبار و گرانی؟ تا کی شیروانی و سفال از درد اقلیم؟ معمار را گناه کار ندانید، دست و بالش بسته است جایی که تحریم کالبد یک مملکت را از درون می خورد آنجاست که بناهایی چون بانک ها مثل کاخ های دوره بیزانس و گوتیک اروپا مجلل و باشکوه می شود و پایش می نویسند بانک اسلامی!و هنوز یادم هست که آن تصویر زاغه نشینان و کاخ های دوره پهلوی چاپ شده در کتاب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی نمادی از تضاد طبقاتی بود که اینک هم هست و آن زاغه ها با این بانک ها چه بلایی سرمان آمده است؟ جایی که نگهداری از میراث خواه میراث شاهان ظالم در فرهنگ ۳۱ ساله ما به خوبی رعایت نمی شود آنجاست که فاتحه ما خوانده شده است. معمار را محکوم نکنید، دست بالای دست زیاد است اگر خدایی نکرده برج جهان نمایی اوج بگیرد و نقش جهانی زشت گردد بنیان اسلام و مسلمین در خطر است اما مصلایی در تبریز بنا شود و ارگ علیشاهی خراب شود اسلام پیروز است مشروطه نابود است! و چه بگویم که چه می باید بودیم و اینک چه هستیم چه چیز را حفظ می کنیم برای چه چیز این همه عقب ماندگی را به جان خریده ایم چه نوشته ایم و چه می خوانیم؟ برای که برای کدامین نسل این چنین می سازیم؟ چه داشتیم و چه داریم؟ و چه خواهیم گذاشت برای آنانی که از همینک نجوای نفرینشان دامن گیر این سرطان حاکم بر جامعه حاضر را گرفته است. باور کنیم ما معماری نداریم و معمار هم نداریم.