خانه > خودمونی, معماری > مترجم دردها

مترجم دردها

جومپا لاهیری : ترجمه می کنم ، پس هستم .

مترجم دردها عنوان کتابی است که به تازگی خوندنش رو تموم کردم . مجموعه داستان کوتاهی از جومپا لاهیری . نویسنده هندی تبار آمریکایی . یعنی کسی که اصالتا هندی است اما بزرگ شده در فرهنگ و کشور آمریکاست . لاهیری با نخستین اثرش، مجموعه داستان مترجم دردها (۱۹۹۹)، برنده جایزه ادبی پولیتزر در سال ۲۰۰۰ شد.

داستانهای این نویسنده شامل دغدغه هایی است از مهاجرت هندی ها ، تقابل فرهنگ هندی و آمریکایی ، آدمهایی که در عین آمریکایی زندگی کردن همچنان هندی هستند . و به معنای واقعی کلمه ، مترجمی که می خواهد رسالت ترجمه فرهنگ نسل های قبل تر هند را به هندی های جدید در کشور جدیدشان منتقل کند .

و چنان اعتقادی به این رسالت داره که با قبول همه نقص ها و نقدهایی که بهش میشه باز میگه : ترجمه می کنم ، پس هستم . یعنی خودش رو موظف میدونه که فرهنگش و سنت های کشورش رو به کمک ادبیات به نسل های بعدی منتقل کنه .

در کشوری زندگی می کنیم که مدعی تمدن چندین هزار ساله اس . و هر کدوم از ما در این کشور نقشی رو به عهده داریم . مهندسین ، معلمین ، نویسنده ها ، هنرمندان و … . ما چقدر سعی میکنیم نسبت به نقشی که به عهده داریم این تمدن رو به نسل بعدی منتقل کنیم ؟

من در نقش خودم یعنی معماری این دغدغه انتقال فرهنگ رو اصلا نمی بینم ! دغدغه ای که معماری گذشتگان ما برامون به یادگار گذاشتند و ما هنوز به همون افتخارمی کنیم ؟! چرا در وجود معماری معاصر ما برای شناخت هر چه بیشتر نسل های آینده از ما چنین دغدغه ای نیست ؟

ما چه چیزی رو به یادگار خواهیم گذاشت ؟

به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Blogplay
  • email
  • FriendFeed
  • MSN Reporter
  • MySpace
  • RSS
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz
  • PDF
  • Add to Google Buzz

۱۴ نظر

  • نکته بجایی است. دنیای کهن سرشار از سنن گوناگون است و دنیای مدرن سرشار از تکنولوژی. دنیای کهن با دنیای مدرن تفاوت ماهوی دارد. ذات این دو دنیا همچون ذات سنگ و شیشه است. دنیای کهن مثل شیشه و دنیای مدرن مانند سنگ. ماهیت سنگ شکستن است و ماهیت شیشه شکستن. اما از این شکستن تا آن شکستن تفاوت از زمین تا آسمان است. رمز دنیای کهن هارمونی و استحکام است و رمز دنیای مدرن گذرا و آنی و خلق الساعه بودن. پس جای شگفتی نیست که در دنیای مدرن چیزی خلق نمی شود که بماند بلکه اساسا فلسفه پیدایش هر شیء در دنیای مدرن این است که این لحظه باشد و لحظه دیگر نباشد. دنیای مدرن متکی به انسان است و انسان محور است. ولی دنیای کهن مطلق (خدا یا هر موجود مطلق و لایتناهی دیگر) محور است. اگر می بینیم که انسان سنتی ابنیه ای به یادگار گذاشته، به دلیل این است که نگرش او متافیزیکی است و با ساختن یک اثر خواسته عالَم مُثُل یا عالم ازل را تداعی کند. بنابراین اثر وی ماندگار است. اما انسان جدید به خود متکی است و نگرشش فیزیکی است. برای انسان امروز گذشته ازلی (=اولین روز خلقت) و آینده ابدی (=روز قیامت) اصلا معنا ندارد. آنچه برای این انسان مهم است زمان حال است و برآوردن نیازهای امروز. نیازهایی که هر دم نو به نو می شود.
    از این روست که انسان امروز «نمی تواند» چیزی به یادگار بگذارد. یعنی اصلا برای او معنایی ندارد که بخواهد چیزی به یادگار بگذارد. انسان امروز هر چه خلق می کند برای نیاز چند روزه خودش و رضای خودش است اما انسان سنتی هر چه خلق می کرد عمدتا برای رضای خدا بود.

    • جالبه ! اما من حس می کنم تو کشور ماست که برای خلق شدن اصلا سعی ای نمیشه ! در حالی که انسان مدرن کشور های دیگه یا همین مثالی که من زدم ( جومپا لاهیری ) حداقل سعی شو می کنه !

    • دنیای کهن و مدرن هر دو در یک مکان اتفاق افتاده است در هر دو دنیا قدرت طلبی حاکم ایت و یادمان باشد هر قدرت طلبی قطعا اثراتی برای زمان های اینده به جا می گذارد! سنگ و شیشه خالقی برابر دارند اگر در گذشته ماندگار کردن یک اثر قبول خاصیت شکستن برای سنگ و خاصیت شکنندگی برای شیشه بود اینک برای ماندگار شده عوض کردن این خاصیت هاست! در دنیای آهن و صدا نیاز انسان به متافیزیک سبب شده تا انواع خداهایی شکل بگیرند چون گذشته! تا جایی که این روزها پوچ گرایی خود مذهبی شده است و خدایی دارد! می توان اثری از خود به جا گذاشت و پذیرفت و تلاش کرد مه می توان جاودانه بود و اینگونه هست همین سیر در فرهنگ ها خود نوعی بقای بعد از مرگ است و این یعنی یک زندگی دلچسب!

      • موافقم مهندس. من از حرفای شما و آقا سعید اینطور برداشت می کنم که انسان حاضر انگیزه ای برای خلق نداره ؟! یعنی الان احساس می کنه قدرتمنده و به اون خدای تعریف شده رسیده ؟!؟

      • هیچ چیز جز غرور وتکبر و گذشته پرستی. بدون اینکه بیاد بیاریم گذشتگان ما زمان خودشونوساختن ،وما حال وآینده رو داریم تخریب میکنیم

        • نمی تونیم بگیم همش بخاطر کبرو و غروره عه !شاید از تنبلی مونه که هنوز دوست داریم بجای داشتن معماری خودمون ( که برای نسلهای بعد باید بمونه )به معماری گذشتگانمون افتخار کنیم . ممنون از نظرتون ;-)

        • سلام…
          خوبین لیدی خانوم؟
          ۲ نکته :
          ۱- حسب الامر سرکار علیّه.. خدمت رسیدم توی وبلاگتون
          ۲- شما که آدرس بلاگتون .ir هست..چرا همه جا میگید وبلاگ؟ خوب بگید سایت…
          درسته که ماهیتش وبلاگیه… اما سایت با این امکانات..بهتر بیننده و خواننده و خریدار داره…
          به هر حال..صلاح مملکت خویش… لیدی خانوم دانند
          یا علی

          • سلام
            ممنون
            خوش اومدین !
            خب سایت که نیست ! درسته که دامنه ir داره اما خاصیتش همون وبلاگه :D 8) صلاح این مملکت هم با نظر خواننده هاش که تغییر می کنه ! ممنون از بابت نکته بینی تون ! :wink:

          • :دسته گل:

            • عطیه جان، پاراگراف چهارم اول خط: در کشوری زنــــدگی می کنیم! :grin: :)

            • افتخار از پدر هم به فرزند نمیرسه. چه برسه از اجداد! :eek:

              • :grin: سلام ! چرا آپدیت نمیکنین اینجا رو … یکم از ما یاد بگیرین :grin:

              *

              * (بقیه نخواهند دید)

              :D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: