بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘خودمونی’

دو قلو ها

۱۳ شهریور ۱۳۸۹ لیدی بدون دیدگاه

می دانی چیست؟!

زخم من زخم توست.

غم من غم توست.

اما تو گاهی یادت می رود.

پشت به پشت ات چسبیده ام …

نمی بینیمت.

پس چگونه ازدرون چشمانم خواندی،

دوستت دارم ؟!

Categories: خودمونی Tags: ,

ح مثل حسن (ع)

۵ شهریور ۱۳۸۹ لیدی ۱ دیدگاه


سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

***

دلخواسته هایتان را آرزو کنید ؛‌میلاد کریم اهل بیت فرا رسیده است.

Categories: خودمونی Tags: ,

به تو می اندیشم …

۲۵ مرداد ۱۳۸۹ لیدی ۷ دیدگاه

به تو می اندیشم

به تویی که آرام

در پس دریاچه تخیل ام غرق می شوی

و دوباره با ظاهری تازه

متولد میشوی …

فاصله این غیبت تا ظهور موجی می شود

تا من را به کانون آرامشی ابدی ببرد .

به تو می اندیشم

گاه برای اینکه به یاد بیاورم و فراموش نکنم لحظه جادویی نگاهت را

به تو می اندیشم

به تویی که چشانم برای دیدنت

قرار از من ربوده اند

و بی پروا برهم می افتند تا در دنیای خیالم ظهور یابی

به تو می اندیشم

که به فریاد بگویی دوستت دارم … .

پ.ن: از بس از خودم چیزی ننوشتم دیگه یادم رفته واسه چی این وبلاگ و ساختم :D 8) بخاطر همین هول شدم تا این نوشتم گذاشتم اینجا . اگه بد بود شرمنده :p

پ.ن : تازگی ها یه تصمیم هایی گرفتم ؛ این روزها واسم دعا کنین تا انگیزه انجامشو بدست بیارم ^_^

Categories: خودمونی Tags: ,